مرتضى راوندى

320

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به اين ترتيب ، فاتحان مغول با شيوهء بهره‌كشى وحشيانهء خود نيروهاى توليدى را تباه و نابود كردند . . . روستاييان بينوا كه همه چيز خود را از دست داده بودند ، گروه‌گروه زراعتهاى خويش را ترك گفته به هرسو فرار مىكردند . قسمت اعظم اراضى غير مزروع باقى ماند ، و زارعان آن را رها كردند ، خزانهء دولت خالى شد زيرا تقريبا ديگر كسى كه قادر باشد خراج و ماليات بپردازد ، باقى نمانده بود و مبالغى كه به دشوارى گرد مىآمد و وصول مىشد به خزانه نمىرسيد و در محل ، به دست مقاطعه كارها و فئودالها و مأموران ، حيف‌وميل مىشد . اصلاحات اقتصادى و اجتماعى غازان خان وضع دشوار مالى و اقتصادى حكومت و تمايلات گريز از مركز و عصيانهاى اعيان چادرنشين مغول و ترك و موقوف شدن فتوحات خارجى ، كه غنايم جنگى فراوان نصيب فاتحان مىكرد ، مجموع اين عوامل حكومت مركزى را بر آن داشت تا چاره‌اى بينديشد . غازان ، كه مردى زيرك و كاردان بود ، صلاح چنان ديد كه اسلام اختيار كند و از اين راه به مأموران عاليمقام و روحانيان اعيان - منش ايرانى و مسلمان نزديك شود . . . . در طرح اصلاحات داخلى كه غازان خان به عمل آورد ، رشيد الدين فضل اللّه همدانى ، پزشك و مأمور مجرب مالى و دانشمندى كه به علوم عصر خويش احاطه داشت ، وظيفهء مهمى ايفا مىنمود . . . افكار اصلاحى او كه پايه و اساس اصلاحات غازان خان را تشكيل مىداد ، عبارت بود از اينكه : ايلخان و سران مغول ، بايد با اعيان فئودال ايرانى نزديك شوند و سنن كشوردارى را فراگيرند ، حكومت مركزى را استوار سازند ، با تمايلات گريز از مركز اعيان چادرنشين مغول مبارزه كنند و از عصيان و خودكامگى ايشان ممانعت به عمل آورند ، ميزان ثابت خراج ( بهرهء مالكانه ، ماليات ) معين و مشخص گردد و دستگاه وصول ماليات به سلامت گرايد تا از دشوارى وضع روستاييان و شهريان كاسته شود ، و استعداد و نيروى پرداخت ماليات مردم افزوده گردد . قنوات و نهرهاى آبيارى مخروب و ويران ، ترميم گردد و كشاورزى و صنعت و بازرگانى و زندگى شهرى احياء شود . در عهد غازان خان ، رهبرى سياسى از اعيان نظامى و چادرنشين مغول و ترك منتزع و به مأموران عاليمقام و روحانيان متشخص ايرانى ، كه رشيد الدين در واقع مجرى مشى سياسى آنان بود ، منتقل گشت . غازان خان به اعيان چادرنشين اعتماد نداشت و بسيارى از ايشان را معدوم ساخت ولى با اين حال ، ناچار گذشتهاى مهمى به ايشان مىكرد ؛ مانند تفويض اراضى وسيع بر سبيل اقطاع و غيره . چون يكى از علل اصلى خالى شدن خزانه حيف‌وميل اموال از طرف مأموران بود ، فرمان ويژه‌اى صادر شد و ميزان ثابت خراج و ماليات سرانه ( قپچور ) براى هر ناحيه به نقد و يا ميزان سهمى كه از حاصل بايد اخذ گردد ، معين گرديد . اين فهرستهاى مالياتى ، مهر و در تبريز نگاهدارى مىشد . در هر دهكده و هر ناحيه فهرست مالياتى را بر صفحات آهنين يا سنگ و يا بر ديوار مساجد مىنوشتند و در محل نمايانى قرار مىدادند تا عموم از آن اطلاع حاصل نمايند . مطالبهء مبلغ و يا مقدارى بيش از آنچه در فهرستها نوشته شده ، اكيدا ممنوع بود .